شوهر مظلوم!
_funny.jpg)
«همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد»(1) موقـع بحث هوو لیک هیاهـــــو می کرد!
بسکه با فکـــر و خیالات عبث می خوابید نصف شب در شکـم آن زنه چاقو می کرد!
وقتی از رایحه ی عشق سخن می گفتم زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد
طفلکی مادر مــن آش که می پخت زنم- معتقد بود در آن جنبـــــــل و جادو می کرد
بهـــر او فاخته می دادم و می دیدم شب داخل تابـــه به آن سس زده کوکو می کرد!
آخـــــــر برج کــــه هشتم گرو نه می شد باز از مـــــن طلب ماهــــی و میگو می کرد
فیش دریافتــــــــــی بنده از او مخفی بود زن همکـــــار ولی دست مـــــرا رو می کرد
دخل یکمـــــــــاه مرا می زد و ظرف یکروز خـــرج مانیکــــــــور و میزامپلی مو می کرد
گـــــر نمی دادم بــــــا اشک سر مژگانش آب می زد بــــــــــه ته جیبم و جارو می کرد
هر زنی غیر خودش عنتــــر و اکبیری بود شخص «جینا...» را تشبیه به «...لولو» می کرد!
مثل آن کارتـــــون از لطف مداد جـــــــادو بوالعجب شعبده ای بــا چش و ابرو می کرد
دکتر تغذیه ای داشت که ماهی صد چوق می گرفت از مــــن و تقدیم به یارو می کرد
صد گرم چونکه بر آن اسکلت افزون می شد عصبی می شد و لعنت بـــه ترازو می کرد
عاقبت هیکل پنجــــــاه و سه کیلویی را خون دل خورده و پنجــاه و دو کیلو می کرد
حسرت زندگی خواهــــر خود را می خورد کاو بــــه مچ - تـــا سرآرنج- النگو می کرد
نظـــــــــــر مادرش از هر نظری حجت بود هر چــــــــه می کرد فقط با نظر او می کرد
بر خلافش اگـــــر آن دم نظری می دادم لنگــــــه ی کفش نثــــار من هالو می کرد
کاشکی دست بزن داشتم امــا چه کنم که خدا قسمت او شوهـــــر مظلومی کرد!
....................................
(۱):از دوست عزیزم،شاعر گرانقدر جناب حمید واحدی
شهر خاطرات ...
(نامه تهران بزرگ به طهران قدیم!)
الا ای کـــــودکی هــــــــــایم کجایی؟ کجــــــــــــا شد راه و رسم آشنایی؟
اگـــــر از مخلصت جویـــــــــای حالی به غیــــــــــــر از دوری ات نبوَد ملالی
شوم قربان تــــــــــــــای دسته دارت منـــــــــم در حســــــــرت آن روزگارت
به غیر از چند عکس نصفــه-نیمـــــه ندارم سهــــــم از ایــــــــــــــام قدیمه
در آغــــــــــــوش طبیعـت بودم آن روز چه آســــــــوده چه راحت بودم آن روز
تمام اهــــــل تهـــــــــران بنده را اهل روند زندگی شـــــــــان ساده و سهل
تمــــــــــــــام خوابهـــــــایم بود رنگی کجـــــــا رفتی عمــــــو شهر فرنگی؟!
نمی دانستی آخــــــــــــر مرد چوپان چراگــــــاه تــــو را بلعـــــــــــــد اتوبان
هوای گلّـــه بـــــــــــــود و بیم گرگت چه هـــــــا آمد از این مـــــــــار بزرگت
کجا شد باغ و دشت و سیر و گلگشت شدم تهـــــران ابرشهــــــــر درندشت
یهـــــــو زرت مرا قمصـــــــــــور کردند مرا از ســـادگی هـــــــــــــا دور کردند
به جــــــــای صرفه جویی،خودکفایی تجمّــــــل آمد و مصرف گـــــــــــــرایی
دگـــر گم شد چه لوطی و چه مرشد کجــــــــــــا آواره گشتی بچّه مرشد؟!
مدرنیتــــه برایم دوخت پــــــــــــاپوش خدایا گیوه هــــــای خوشگلم کوش؟!
خیابانهــــــــای من گرچه شده شیک بــــــــــــــه زنجیرم کشیده این ترافیک
فکنده رشتـــــــه ای بر گردنم دوست کــــــه دائم می کَند از کلّه ام پوست
به یکباره کجــــــا گشتند پنهـــــــــان کجــــــاوه،پالکی،هـــــودج،دلیجان؟! (1)
ز بــــــــــــوق و دود خودروهای طرفه شده حاصل مرا سرســـــــام و سرفه
همه، جــــا خوش نموده پشت رل ها ز پـــــــا افتـــــــــادم از دست اتول ها
ز دود و دم هوایم رنگ خـــــاک است دلم از بهــــــــــر اکسیژن هلاک است
کجا شد آن سحرهـــــای مــــــه آلود هوای پــــــــــاکم آخـــــر دود شد دود
کجــــــــــــا رفتند سقــــاخـــانه هایم قنـــــــــــاتی نیست دیگـــــر از برایم(2)

دل این مردمان بــــــــا مد عجین شد همه تن پوششان تی شرت و جین شد
مد آن دوره حُسن خلـــــــق و خو بود مرام خلـــــــق حفـــــظ آبــــــــــرو بود
کجـــا از شخص سی دی در می آمد از آنهـــــــــــایی کـه دیدی در می آمد
کجــــــــــــا شد لوطیان بــــــا مرامم جوانمـــــــــــردان مـــــرد و نیک نامم
جوانمــــــــــــــردان تهی کردند منزل بــــه جــــــــــــایش آمد اوباش و اراذل
از آنســــــــــو هر که نامم را شنوده به سرعت جــــانب مـــــــــن رو نموده
به ذوق و شـــــوق بسته بار و بندیل شده آویــــز بنــــــــــده عیـــن قندیل!
به زعم خـــــــود پی کسبی مناسب وبالــــم گشته بــــــا یک شغل کاذب
از آنســــــــــــوتر در این هاگیرو واگیر سیاست آمــــــده داده به مــــــا گیر
ز دعواهـــــــــــــای حزبی و سیاسی بگیرم گـــــاه ســـــــــــــر درد اساسی
جنــــاح و حزبهــــــای جور واجــــــور نموده حـــــــــال مـــــا را سخت ناجور
میــــان این و آن گــــردد زد و خـــورد ولی از مـــــــــن دک و دنده شود خرد
چـــــو وقت انتخــــــــــــابات از ره آید ز غوغــــــایش مـــــــــــرا زحمت فزاید
شوم داغ از تنـــــــور انتخــــــــــابات نمی دانم چــــرا !Some like it hot؟(۳)
مرا زین تــــاب روزافـــــــــزون تب آید کــــه جانـــــــم از سیاست بر لب آید
بچسبـــــــــانند تهمت بـــــــر رقیبان که افزونتــــــر شــــــــــود رای حبیبان
کـــــــــــــــــه از روی رقیبان آب بردن شده الســــــاعه عیـــــــن آب خوردن
مــــوادّ لازم پرونــــــــده ســــــــازی: دو من تهمت، سه قطره چسب رازی!
کنــــــــــــــــون القصـــه آرامی ندارم از آن ایــــــــام جـــــــــــــز نامی ندارم
الا ای یاد تـــــــو یـــــــــــــار و ندیمم به قربـــــــان تـــــــــــــو طهران قدیمم
بکــــــن لطفـــــــــی برای آشنایت مگیر از مــــــــن خیــــــالت را، فدایت!
مرا با یاد خـــــــــــود دمساز گردان به شهــــــر خاطـــــــــــــراتم باز گردان...
اسفند ۸۶
...............................................................
(1):وسایل نقلیه ی قدیمی -قبل از اینکه "کالسکه بخاری" (!)سر و کله اش پیدا شود!
(2):آب طهران از این قناتها تهیه می شد و در هر محله سقاخانه ای بود.
(3):فیلم معروف "بیلی وایلدر"- "بعضی ها داغشو دوست دارند!"
کارت پستالی از طهران قدیم کلیک
"چی چست"نیز با یک مثنوی به روز شد کلیک (جان جهان + معرفی کتاب "او نویسی")
حَجُکَّم مقبوُلٌ سَعیُکُم مَشکوُرٌ ویروُسُکُم مَعدوُمٌ !
سوغات حاجی!
کــــاروانت رسیـــد ای حاجی! سفــر عمــره گشت طی حاجی!
آمــدی در فرودگـــــاه و رسید چمدانهـــای تـــو ز پی حاجی!
وزن بـــــار تــو را زدم تخمین روی همرفته شصت «ری»حاجی! (1)
جای سوغات، بوسه دادی و توش آنفلانزای نــــو عA (اِی)حاجی! (2)
(رندی آمد بــــه موقــع بوسـه- بـر رخ تـــو گذاشت نی حاجی!!)
شکر لله کــــه بعد از این سخنت حُرمت مطـرب است و می حاجی!
«پلیر» هــا ز مکــــــه آوردی و زدی دگمــــه ی «پِلِی» حاجی!
شب کــــه رفتند جمله ی فامیل دم گرفتــــــی دلی- دلی حاجی!
کردی اطعــــامِ هشتصــد نفری ســور تـــــو برقرار هی حاجی!
مُشبَعــــان آمدند و هی خوردند جائع از جـــــوع مُرد ای حاجی!
نهمین عمـــره ات قبـــول، بگو دهمین عمــره هست کی حاجی؟!
*
-گرچه اول رسید «...مان پور»ش- گفت این شعر را « سُلِی..» حاجی!!
(1): ری:از واحدهای توزین قدیمی-معادل چهار من تبریز
(2): «آنفلانزا» میکروب ضعیف شده ی «آنفلو آنزا» می باشد!
تکمله ی پست توپولف...
۱-نتیجه ی مشابه تمامی کمیته های تحقیق و تفحص سانحه های هوایی:
سقوط (!)سرشار از ناگفته هاست!
۲-از برج مراقبت ابن محمود به ما خبر دادند:چه نشسته ای که شعر توپولف شما را روز روشن هایجک (Hijack) کرده اند!(مدارکش هم در کامنت دانی پست قبل موجود است!) ما که عادت کرده ایم اما می ترسیم روزی خود ما را هم -مثل انوری- هایجک کنند! کسی نیست که بگوید:هایجک آن هم شلغم! علی ای حال(یا ضد حال) تا اینجا که آمده اید بد نیست یادی از هواپیما رباعی ما نیز بکنید. کلیک
توپولف (۱)
من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف!
من زمین خوردهی جعبه ی سیاتم،توپولف!
کشتهی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!
مردهی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!
قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوس
میپری پر می زنی روی هوا عین خروس!
بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز لوس-
بدگِلا چش ندارن ببیننت، خوشگل روس!
قربون چشات برم، محــو نیگاتم ، توپولف
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
مـــا رو میبری نقـــاط دیدنی وقت فرود
گاهی وقتا سر کـــــوه و گاهی وقتا ته رود
می فرستن همه تا سه روز به روحمون درود
می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود
چرا ماتم می گیرن ، مبهوت و ماتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
وقتی عشقت میکشه گاهی با کلّه می شینی
به جـــــای باند فرود، توی محلّه می شینی
یا میری تــــوی ده و رو سر گلّه می شینی
زودی مشهور میشی، رو جلد مجلّه می شینی
پی گیرعکســــــا و تیتر خبراتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا
چونکه وقتی باهاتم هی می کنم یـــــاد خدا
بدون نذر و نیـــاز بــــــا تو پریدن ، ابدا!
می کنم بعد فرود تمــــوم نذرامـــــو ادا
واســه جنّت بلیتت گشتــــه براتم، توپولف!
یه کلـــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
تو که هی رفیقــــای ایرونیتو یاد می کنی
کی میگه تــــو انبارای روسیه باد می کنی؟
ما رو پیک نیک می بری، سقوط آزاد می کنی
خدا شــــادت بکنه ، روحمونو شاد میکنی
بری تا اون سر اون دونیا(!) باهاتم، توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
..................................................................
(۱): البته بنا به تلفظ و رسم الخط روسها( Туполев )،باید تلفظ توپُلِف ( Tupolef)صحیح باشد حالا چرا ما آن را ایتقدر تُپُل تلفظ می کنیم نمی دانم!
معرفی کتاب...
نزدیک ته خیـــــــار!
| |
|
به نقل از :سایت دفتر طنز |

برای املت دسته دار ناصر فیض! (با تشکر از آرشیو!) لینک
تبریک وعیدی!
عید نیمه شعبان ![]()
عید بزرگ نیمه شعبان و میلاد فرخنده امام عصر و مقتدایمان حضرت اباصالح المهدی(عج) بر عموم منتظران عاشق مبارک باد. این ترانه ترکی را هم به عنوان عیدی قبول و دانلود کنید با شعر بنده و آهنگسازی و خوانندگی رضا خبیری
گوزلرین شانلی گونش دیر، باخیشین شانلی سحر
گــــــــؤز آچیرلار سنین عشقین لـه بوتـــون پنجره لر...
لینک دانلود (با فرمت mp3 )
http://dpp.irib.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=1829&Itemid=213
استعفـــــــــــا کرده ای و راهی شده ای
در خطّ سهـــــام و سهم خواهی شده ای
در حزب«روی» نمی روی یکمــاهی است
ای قافیـــــه جـــان! فراجناحی شده ای!
شعری برای اسب...!

اسب حيوان نجيبي است اگر بگذارند
چون بشر کیس عجيبي است اگر بگذارند
سم بکوبد به زمین توی چراگاه جمال
گاهش از عشق نصیبی است اگر بگذارند
گیرم از یونجه ی تر معده ی خود پر سازد
در دلش حسرت سیبی است اگر بگذارند
چه کم از این پسران رپ و ریپی دارد
طالب زینت و زیبی است اگر بگذارند
چه بسا اسب که اسباب سواری را باخت
طعمهی ساده فریبی است اگر بگذارند
اسب عاشق شد و فرمود :"نجابت کشک است
بوسه هم حس غریبی است اگر بگذارند
زین و دل داده ی آن یال پریشانم و دل-
گیرِ افسار حبیبی است اگر بگذارند
نعل در آتش دل می نهم از یورتمه اش
در دلم طرفه لهیبی است اگر بگذارند..."
نر اگر بود که صد در صد او مشتاق است
مادیان نیز صدی- بیست اگر بگذارند!
"بوالفضول" آمده و هیبت طنزش مخفی است
طنز پرداز مهیبی است اگر بگذارند !
بعد از مدت مدیدی "اینجا" و "بورا" یمان(!) را نیز به روز کردیم !![]()
ننه جون!

از تورم چه خبـــــــر؟ آمــــارو رو کن ننه جون!
بیا بـــــا خبرنگــــــــــارا گفتگــو کن ننه جون!
شب میرم مناظره، عصــــــری برو یک تک پا
قیمت برنج رشتو پرس و جو کن ننه جون!
رو نمــــــــودارای بانک مرکــــــــــزی آبی بزن
پستی و بلندیشو یه دست اُتو کن ننه جون!
بیا اصلا پیش من بشین و زوم کن روی بحث
وقتی دیدی کم آوردم های و هو کن ننه جون!
نخ و سوزن بیار و فوری رفو کن ننه جون!
عین این قافیه مـــــــــون عین خیالت نباشه
هرکی گیر داد یه جوری رفع و رُجو(!) کن ننه جون!
تو بیا باهاش یه کم بگو-مگو کن ننه جون!
عصبانی نشی؟ چادرو نبندی به کمر؟
جلو دوربین بده، حفظ آبرو کن ننه جون!
وسط مناظــــــــــــره با دو تا لیچار خفن
مجری برنامـــــــــه رو عین لبو کن ننه جون!
همه آمارا و مدرکــــــــــــــا دروغن به خدا
استناد به حرف عمّه و عمو کن ننه جون!
جاتو خالی می بینم تـــــــــو گفتگوی خبری
بیا و به طــــــــــــور ویژه گفتگو کن ننه جون!
کارشناسا اگــــــــه رو حرف تو حرفی بزنن
چوب جاروتو تو حلقشون فرو کن ننه جون!
یه سخنرانی برام عین هلو کن ننه جون!
چارقد گُل گُلی سرکن، یه کمی وَسمه بکش
نقشه ی پیرهنتو "آی لاو یو" کن ننه جون!
آبروداری کـــــــــــــــن و تهمت و افترا بزن
بچلون رقیبمــــــــــو، بی آبرو کن ننه جون!
به دروغ و افترا چن روزی خو کن ننه جون!
واسه من کرور-کرور رای آرزو کن ننه جون!
*
قربـــــون شمّ سیاسیت! بوی حلوای کیه؟
کف دستای حنـــا بسته تو بو کن ننه جون!!
(طنزی که هم اینک به دستمان رسید...!)
شیوه نظر سنجی سایتهای طرفدار هر یک از کاندیدا ها ،در آستانه ی انتخابات...

اعلام حمایت شخصیتهای کارتونی از کاندیدا ها...!
( روند تبلیغات انتخاباتی در صورت تقلیل سن رای دهندگان...)
عجله ای ندارم.بعد از انتخابات بیدار می شوم!
زیبای خفته ضمن حمایت از کروبی:
به شاهزاده پیامک زدم اگر بیایی من را ولش؛ اولویت با ایشان است!

امیدوارم با دستگیری تناردیه و اذناب ایشان توسط گشت ارشاد، آفتابه ای را که با آن از چشمه آب می آوردم ،وبال گردنشان ببینم!

نوار سبز من مگر معلوم نیست؟
شرک (در معیت فیونا) ضمن حمایت از موسوی:
مشکی سوراخه! رنگ عشق"سبزه"!
![]()
این آقا چقدر مهربونه!
بوشوگ ضمن حمایت از کفاشیان(!) :
آخ جون دلال بازی!....لوک را به باشگاه دالتونها می برم!

لنگه کفش پرتاب شده به بوش، لنگه کفش گمشده ی من بود.
سیندرلا ضمن شرح سوابق مبارزاتی خویش و حمایت از موسوی:
قرار است قبل از مهمانی شام و تا قبل از ساعت موعود، با اسکیت در سطح شهر پوستر پخش کنم!

ههو هو....ههو...ههوووو
آقای ووپی ضمن حمایت از کروبی:
شرمنده ی تنسی و چاملی ،تخته سیاه سه بعدی من دربرابر طرحهای ایشان کم آورد!

من در دانشگاه، همکلاس و مشاور ایشان بودم!
دکتر ارنست ضمن حمایت از رضایی:
نه تنها من بلکه همه ی واجدین شرایط جزیره به ایشان رای می دهیم!

گلوم در جمع پر شور مردم لی لی پوت ضمن حمایت از موسوی:
دانستن حق مردم است.مشخص است که وضعیت اقتصادی،فرهنگی سیاسی،ورزشی ،سیاحتی، زیارتی ، مهارتی ،حرارتی و .... مملکت که به اینجا کشیده است به آنجا هم می کشد!

(طنزی که هم اینک به دستمان رسید...!)
با یک روز تاخیر...!
خرس قطبی
بای(!) :سعید سلیمان پور

برادر کوچک عروس خانم با شادی زایدالوصفی پرسید:
یعنی آقا فریبرز شما می دونی خارجی ها چی میگن؟
فریبرز با حالتی خجالت زده نیم نگاهی به پریسا کرد و بعد سرش را پایین انداخت و آرام گفت:
خب بعله..کارمن ترجمه س!
لبخند رضایتی بر لبان پدر و مادر فریبرز نشست.
حسن کوچولو سریع کنترل تلویزیون را برداشت و زد شبکه چهار.دست بر قضا فیلم مستندی از خرسهای قطبی -به زبان اصلی - پخش میشد که بر روی برف و یخ مشغول بازیگوشی بودند و یک آقا و خانم روی تصاویر، انگلیسی صحبت می کردند.
-آقا فریبرز !بی زحمت ترجمه می کنین؟
فریبرز روی مبل جابه جا شد و سرش را به طرف تلویزیون متمایل کرد و و آن را کمی کج گرفت
حسن صدای تلویزیون را بلند کرد.آقا و خانم همچنان داشتند صحبت می کردند.
آقاهه میگه متابولیسم خرسهای قطبی جوریه که می تونن در قطب شمال ،سرماهای سخت را تحمل بکنن و این کارایی در دیگر انواع خرسها وجود نداره
اندکی مکث کرد و چند جمله ای گوش داد:
خانمه میگه خرسهای قطبی گوشتخوارن و حس بویایی خیلی قویی دارن و بیشتر اوقاتشون روی یخهای شناور میگذره
حسن گفت:ای ول! آقا فریبرز ...
عروس خانم در حالی که لپهایش گل انداخته بود سرش را به زیر انداخت.
با تعجب دوباره زد کانال چهار آن آقا و خانم همچنان داشتند انگلیسی صحبت می کردند اما از خرسهای قطبی خبری نبود. صداها از دهان آقا و خانمی بیرون می آمد که روپوش سفید پزشکی پوشیده بودند و با خودکار نقاطی را روی یک عکس رادیو گرافی به بینندگان نشان می دادند. زیرنویسی هم در حال عبور بود که از بینندگان به خاطر اختلال در صدا و تصویر شبکه، عذر خواهی می کرد...
مزه ی عشق!
عاشق شدن ای وای چه شیرین مزه ای داشت
دیدی که دل مــــــن چــه دل و جُربزه ای داشت
بنشست سر میز جمــــــــــــال تـــــو و گارسون
از بعد غذاهـــــــا دسر خوشمــــــــزه ای داشت
یک لرزه ی شیرین به دل افتـــــــــــاد که عشقت
انگـــــــــار برایم عســــــــــــل و خربزه ای داشت
از هر دو لُپت بوســــــــــه به من دادی و احسنت
این "لُپ لُپ" ات ای دوست عجب جایزه ای داشت
آن نرگس بیمــــــــار تــــــــــــــــو را دیدم و دیدم-
چون قافیـــــــــــه ی بنده خفن عارضه ای داشت
دادم ز پی لعــــــــل تـــــــــو درخواست کتبـــــــی
صد حیف کـــــــه در پاسخ من لب گزه ای داشت
کفــــــــــر ســـــــــــــر زلفـــــت بدلی بود و در آمد
پیغمبر ایـــــــــــــــام چه خوش معجزه ای داشت
همچـــــــون دل مـــــــــــا تنگ نشد وقت سرودن
این قافیه چون سبک و سیاق تزه ای (!) داشت...
تزه = تازه ی ترکی!
کتاب حُسن در آئینه ادب پارسی بوالفضول!

به مناسبت برپایی نمایشگاه کتاب تهران!
کتاب حسن تو را سال نشر، مخدوش است!
"کتاب حسن تو را آب بحــــــــر کافی نیست"
که خطّ چشم و روژ و سایه را بشویی از آن!
کتاب حسن تو را شرح می کند انگار
که بلبلان همه جمعند پای منبر گل
مداد دور لب و خطّ چشم ناکافی است
کتاب حسن شما را علاج، صحافی است!
در نمایشگاه دنیا غرفه غرفه گشته ام
هر کتابی رونوشتی از کتاب حسن اوست
کتاب حسن ِ خودش را مگـــــــر در آینه خواند
که زیــر چشم و لب خویش خط کشید: مهم!!
این عجب، تیراژ آن محدود و در یک نسخه بود!
ز بسکه خط به لب و چشم می کشی ای دوست
کتاب حسن تو السّاعه نسخـــه ای خطّی است!
(طنزی که هم اینک به دستمان رسید...!)
سووشون!
یکی تشت زرّین نهــاد از برش جدا کرد از آن سرو سیمین،سرش
به اینجا که رسید نفسی تازه کرد و عرقچین را روی سرش جابجا کرد. با چشمی گریان و صدایی لرزان گفت:
- ملتفتی باباجان؟
گفتم: بعله آقا بزرگ!
- ز خان سیاوش برآمد خروش جهانی ز گرسیوَز آمد به جوش
اصغر بی هوا وارد اتاق شد که: پسر عمه...
وقتی دید آقابزرگ مشغول است، حرفش را قورت داد و دم در اتاق منتظر ایستاد.
آقا بزرگ گفت:
سیاوش دل ماست.باید عشق جوون ایرونی باشه این پهلوون مظلوم کارزار و عشق....عشق فرنگیس!
جملات آخری را رو کرده بود به اصغر.
-ملتفتی باباجان؟
اصغر گفت:
دمت گرم آقابزرگ! سیاوش که آخرشه...عاشقشم به مولا! فرنگیسش هم که غوغاست!
آقا بزرگ لبخند رضایتی بر لب آورد و سری تکان داد . با دست لرزانش اشکش را پاک کرد و سرش را انداخت روی شاهنامهی رنگ و رو رفته و قدیمی اش و این یعنی باز رفت در عالم خودش.
اصغر از این فرصت استفاده کرد و آرام گفت:
پسر عمه بریم هال، جومونگ داره شروع میشه!
به آرامی پاشدم. آقا بزرگ را با خلوتش تنها گذاشتیم.از اتاق که بیرون رفتیم اصغر گفت:
صدای تیتراژ جومونگ با زمزمهی پسر دایی قاطی شده بود:
آخ که دیگه فرنگیس
عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات
تو غصه زندونم کرد...

