بوالفضول الشعرا
شعر طنز +  و غیرۀ طنز!
کلید خرافات!

سریال «کلید اسرار»-محصول شبکه اسلامگرای STV  ترکیه یا"سامان یولو" ست (به معنای "کهکشان راه شیری" که نمی دانم چرا در برخی نشریات و سایتها "راه رستگاری" ترجمه شده است) این سریال مدت مدیدی است که دل از مسوولان صدا و سیما ربوده و هوش از سرشان برده است، تا آن را حلوا حلوا کرده ، به عنوان یک غذای فرهنگی-دینی(!) به خورد ملت مسلمان ایران بدهند!

این سریال که نادرست ترین تلقی ها را از امر دین و دینداری ارائه می دهد، با بد ترین توجیهات و تهدیدات(!) ممکن، سعی دارد مخاطب احتمالا دین گریز را به دین و معنویّات جذب کند اما حاصل کار، مضحکه ای است که در قالب یک اثر هنری نازل – با رگه هایی از ملودرام ها ی هندی-سعی دارد با ساده انگارانه ترین و بچگانه ترین قرائتها از نظام جزا و پاداش الهی ،برداشتی عوامانه و انحرافی به مخاطبش هدیه دهد!

عجیب اینکه نه متولیان رسمی فرهنگی -که گاه مو را از ماست بیرون می کشند- و نه علمای شریف و بزرگوار ، تا به حال  به این تلقی نادرست از دین و خدا -که با افتحار از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران ارائه می شود- معترض نشده اند.

(و چه جای اعتراض،وقتی مسوولان رده بالای سازمان از این سریال تعریف می کنند و آن را الگویی برای برنامه سازان داخلی می شمارند و شبکه دو نیز مردم را تشویق و ترغیب می کند که خوابها و خاطرات کلید اسراری (!)خود را -جهت درست کردن سریالی مشابه از بودجه ی بیت المال-برایشان ارسال کنند!)

این سریال که  گاه در آن آیاتی از قرآن مجید و حدیثی از پیامبر مکرم(ص) نقل می شود یا در آن  حرفهای  تبلیغاتی درباره ی دین زده می شود، به کل مسوولان صدا وسیما را از خود بیخود کرده است تا بدون توجه به لایه های زیرین آن با به به و چه چه آن را به عنوان یک اثر دین گرا پخش کنند.برای این از خود بیخود شدن همین یک نمونه بس که در قسمت پخش شده در مورخ چهارم دیماه ، صوفی گری و درویشی گری و سماع  تبلیغ می شود- که مغایر با سیاستهای صدا و سیماست- و حضرات متوجه نمی شوند!)

"کلید اسرار" شاید برای تاثیر گذاشتن روی  قشر لائیک  و دین گریز مردم ترکیه ساخته شده است اما برای مردمی که روحشان با معارف غنی اسلام و تشیع عجین شده است اثری عوامانه و البته  انحرافی است.اگر چه با آن قشر لائیک نیز باید با منطقی فراتر از ارعاب و بیم دادن از عقوبت سریع السیر الهی(!) ،صحبت کرد که اسلام عزیز برآن پایه از علم و منطق استوار است که نیازی به این خرافات و خاله زنک بازیها نداشته و ندارد و چقدر این سریال  شبیه آن نامه های(هرزنامه های؟) معروف است که: هر که این نامه را تکثیر نکند ظرف چند روز آینده بلا می بیند. یکی توجه نکرد بعد از چند روز مرد و دیگری توجه کرد و بعد از چند روز میلیونها تومن(روپیه؟ یورو؟ دلار؟...) به دست آورد!

درست است که حضرت حق برای برخی گناهان عقوبت این جهانی نیز در نظر می گیرد اما خدای این سریال-نعوذ بالله- آنقدر بی حوصله و کج خلق است که حال و حوصله ی برپایی دیوان محاسبات را در آخرت ندارد و دنیا را  مزرعه ی آخرت نمی داند  و  برای هر کار بدی که بشر انجام می دهد-گیرم جزئی- تو دهنی محکمی در آستین دارد- که حتی گاه ممکن است به جای دهان مجرم، به دهان زن و فرزندش اصابت کند!- این خدای سریالی، هنوز مرکب گزارش فرشتگانش خشک نشده ، آن بنده را به خاک سیاه می نشاند و کاری با استدراج و امهال و  مکر و مصلحت الهی نیز ندارد انگار نه انگار که گاه:

وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ ...

و بدیهی است که مجال توبه ای هم برای بنده ی خطاکار - در این فضای جبرگرایانه-وجود ندارد!

اگر همسایه فقیرت برای تخم مرغ به در خانه ات آمد و شما از دادن چند تخم مرغ ناقابل امتناع کردی و او اشک ریزان –همراه با یک موسیقی سوزناک!- دست خالی به خانه اش بازگشت،  یقین داشته باش ظرف سه روز آینده- در سریال ،حدود پنج دقیقه!- یا در کلّه ی همسرت یک تومور بدخیم ظاهر خواهد شد یا پسرک هفت ساله ات هنگام بازی در خیابان ،زیر تریلی 18 چرخ خواهد رفت و یا شب هنگام خود و خانواده ی محترمت-وقتی خواب هفت پادشاه را می بینید- بر اثر ریزش سقف -کلهم اجمعین- ریغ رحمت را سر خواهید کشید تا درس عبرتی برای  بینندگان سری بعدی "کلید اسرار" باشید!

(برعکس این قضیه  نیز  در این سریال صادق است. کسی که به همنوع اندک دلسوزی و ترحمی می کند فردایش پولش از پارو بالا می رود !)

با منطق این سریال آیا نباید انتظار داشت که  برای نوجوان با فراست و جستجوگر ما این سوال پیش بیاید که وقتی هر کار بدی چنین عقوبت سریع السیری در پی دارد چرا اینهمه ظالم و فاسق و رباخوار و فلان کار  در دنیا راست راست راه می روند و ککشان هم نمی گزد و در این میان  حتی یک لنگه کفش پرتاب شده نیز   به کله ی بوش – با آنهمه جنایات فجیعش- برخورد نمی کند!

امید است که صدا و سیما و دیگر متولیان فرهنگی جامعه حد اقل در این موارد حساس با بصیرت و ریز بینی بیشتری به میدان بیایند چرا که این مقوله بی شک  یکی از سنگین ترین رسالتهای آنان محسوب می شود.


|+| نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط سعید سلیمان پور ارومی  |